X
تبلیغات
رایتل

وبلاگ داستان:

حرف آخر

سلام خدمت همه شما عزیزان


عید همه تون مبارک.امیدوارم توی سال جدید موفق و پیروز باشین.


چند وقتی بود که نبودم.یه مسئله ای برام پیش اومده که دیگه نمیتونم مثل قبل بیام به وبلاگ سر  

بزنم و براتون کتاب بزارم.بعد از اینم فکر نکنم دیگه بتونم ادامه بدم.اگر مشکلم حل بشه برمیگردم 


اگرم که نه شرمنده همتون میشم.میخواستم تو این مدتی که نیستم وبلاگ و بسپارم دست 


دیوکس عزیز که ایشونم بهم گفت که دیگه ادامه نمیده منم واقعا ازش متشکرم که تا همین جا 


بهم خیلی کمک کرد و باعث شد این وبلاگ از قبلش بهتر بشه وگرنه زودتر از اینا این پست و 


میزدم.


الان حدودا یه سال و ده ماهی میشه که وبلاگ داستان رو شروع کردم و تو این مدت با خیلی از 


شما عزیزان حدااقل در حد یه نظر کوچولو آشنا شدم.بعضی از دوستان هم لطف بیشتری داشتن


و تو تهیه کتاب کمکم کردن.حتی همین الانم بازم برای تهیه کتاب جدید باهام تماس گرفتن 


ولی.......... چه کنم که دیگه نمیتونم.یعنی دیگه نیستم که بتونم کتاب اسکن کنم و براتون بزارم.


اگر مشکلم حل شد......شاید برگشتم...اگرم نشد که...................خداحافظ


فقط دیوکس عزیز حدودا ده تایی کتاب برای سال جدید براتون اماده کرده بود که چون خودش دیگه 


رفته من براتون میزارم البته تکراریه ولی خب برگ سبزیست تحفه درویش.


خودمم سعی میکنم حداقل جلد چهارم و اخر کتاب ژان کریستف رو براتون بزارم اگر شد.(البته نه 


به این زودی)


با تشکر از همه شما عزیزانی که در این مدت من و بقیه دوستان رو همراهی کردین و با نظراتتون


(مثل خواستار عزیز در مورد عوض کردن سرور آپلود) و بقیه نظراتی که دادین   باعث دلگرمی من 


شدین و من به کارم ادامه دادم.به هر حال از اولشم هدف من این بود که بچه ها برای گرفتن کتابا 


دچار مشکل نشن بعدش خودمم چندتایی کتاب ناقابل براتون گزاشتم و الانم اگر میتونستم بازم 


ادامه میدادم.میدونم در کل وبلاگ جالبی نبود ولی من همه تلاش خودم و کردم.


به هرحال به قول شاعر  : هر آمدنی را               رفتنیست.


یاعلی.امیدوارم که همه تون خوشبخت بشین.